**گریه کردم**

زیر بارون گریه کردم که نبینی...که نبینی...گریه هامو
نشنوی بغض صدامو....نبینی شکستنامو تو خیابون
تک و تنها راه میفتم که نگی...که نگی دوست ندارم
نگی باورت ندارم
نگی که تنهات میذارم
نمیخواستم که بدونی...که بدونی که من از دوریت میمیرم
سرده گونه های خیسم...وقتی که بارون میگیره
یادته بهت می گفتم...که می گفتم نری و تنهام بذاری
گفتی رسم روزگاره موندنه یه قاب خالی
وقتی بغضم شکستی و زیر بارون گریه کردم
نمیخواستم که بدونی هنوزم عاشق تو هستم
چشامو به دنیا بستم....هنوز هم به پات نشستم
هنوزم عاشقت هستم
به همون چشای معصوم...به همون قلب شکسته
به خدا قسم که قلبم پای عشق تو نشسته
به همون دستای گرمت...به نگاه مهربونت
از روی اجباره که میرم...که میرمو قلبمو ازت میگیرم
میرمو تنهات میزارم....تو گذشته هام میمونم
میدونی وقتی که رفتی ندیدی...ندیدی که بیقرارم
از همون روزای رفته...من هنوز خبر ندارم
میدونم وقتی که رفتی ندیدی که بیقرارم
دست تکون میدم و میرم...جلوی چشات میمیرم
میرم و تنهات میزارم....خداحافظ و میگیرم
ورود حسودان ممنوع وچشم حسود بتركه كه نتونه مارو عاشق هم دیگه ببینه