هــــوست كـرده ام . .

هــــوست كـرده ام . .مثـل يـخ در بهشـت در تـابستـان جهنمـــي جنوب . . .

‎.چقدر سخته....

‎.چقدر سخته....
وقتی که تو اوج نا امیدی هستی
فرشته ی نجاتت از راه برسه و بهت امید زندگی بده
اما بدونی که برای همیشه موندگار نیست
روزی میرسه که ازت جدا میشه
...
می ره دنبال زندگیش
چون اون برای تو همه کس بود و تو برای اون فقط یک دوست!!!!!!!!
میره......اما برای همیشه دلت رو با خودش میبره
کاش می فهمید که چقدر دوستش داری و برات چقدر عزیزه
... کاش کمی از احساست رو درک می کرد
کاش........
دوستت دارم ......کاش این احساس منو درک کنی
امید زندگیمی

خدایا تو را میخوانیم

خدایا تو را میخوانیم

وقتی قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ میشود
وقتی نمیتوانیم‌ اشك‌هایمان‌ را پشت‌ پلك‌هایمان‌ مخفی كنیم‌
و بغض‌هایمان‌ پشت‌ سر هم‌ میشكند
...
وقتی احساس‌ میكنیم
بدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ است‌
و رنج‌ها بیشتر از صبرمان؛
وقتی امیدها ته‌ میكشد
... و انتظارها به‌ سر نمیرسد
وقتی طاقتمان‌ تمام‌ میشود
و تحملمان‌ هیچ

آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم
و مطمئنیم‌ كه‌ تو
فقط‌ تویی كه‌ كمكمان‌ میكنی

آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را صدا میكنیم
و تو را میخوانیم
آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را آه‌ میكشیم
تو را گریه‌ میكنیم
و تو را نفس‌ میكشیم

وقتی تو جواب‌ میدهی،
دانه‌دانه‌ اشك‌هایمان‌ را پاك‌ میكنی
و یكی یكی غصه‌ها را از دلمان‌ برمیداری
گره‌ تك‌تك‌ بغض‌هایمان‌ را باز میكنی
و دل‌ شكسته‌مان‌ را بند میزنی
سنگینی ها را برمیداری
و جایش‌ سبكی میگذاری و راحتی؛
بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی میدهی
و بیشتر از حجم لب‌هایمان، لبخند

خواب‌هایمان‌ را تعبیر میكنی
و دعاهایمان‌ را مستجاب‌
آرزوهایمان‌ را برآورده می کنی؛
قهرها را آشتی میدهی
و سخت‌ها را آسان
تلخ‌ها را شیرین‌ میكنی
و دردها را درمان
ناامیدی ها، همه امید میشود
و سیاهی‌ها سفید سفید