شب آرزوهــا

 

وقتی میگــن امشــب مــی تونـــی هـــر آرزویـــی داری بگـــی ، بغـــض گلــوم رو میگیــره !


وقتی یادت میندازن که یکــی هست ، یکــی هســت که صدات رو میشنــوه

یکــی که توی خلوت اشکات پــا میــذاره ،

یکـــی نزدیـــک تر از آنچــه که فکــرش رو بکنــی!

دستـــام خالیـــه! خــودم لبریز گنــاه!

اون میشنـــوه ... همیشــه میشنـــوه... بگــو

بگــو که چقــدر بهـــش نیـــاز داری ...

 

خوردی زمیـــن، خستــه ای، میخـــوای دستاتــو بگیــره و بلنــدت کنــه!

بگــو ، هرچــی تــو دلتــه... بریــز بیــرون...فریـــاد بــزن...

خودش گفتـــه!

اون قـــول داده!

 

خدایــا به حـق ایـن شــب عزیــز همــه رو به آرزوهاشــون برســون.

خدایــا ما را آن ده که آن به.

 

خدایـــا شیرینــی بخشــش و محبتــت را بـــه مــا بچشــان.

اگـــه امشــب دلــت تــا یــه جــاهایـی پـرکشیــد مـا رو هــم از یــاد نبــر


توی این شب عزیــز ، زیــارت نامــه عشــاق امضـا میشــه . به ضیافــت عشـق ! .

جــا نمونیـــم !

 

يگانه معبــودا !

چه شميـــم دل انگيــزي دارد اين اشــک آسمانــت و چــه روح انگيزســت

اين موهبــت تــو کــه مهربانـانـه عطـا ميکنــي و در ايــن لحظـــات مــي شود

پــرواز بســوي يــاد تــو را با چشمهايمــان ببينيم .

 

گويند درهــاي آسمــان بـاز اســت و صدايمــان رســا تــر از هميشــه مـي رسد.

تــو که در اين لحظــات چشــم مــي بندي برهمــه خطاهايمــان ،

پس خواستــه دلمــان را هــم بـرخواهــي آورد .

شــب بیــداری دل و خفتــن دنیــای مـــادی .


شبـــی که درهــای آسمــان بــاز میشــه و خــدای مهربــون مـون بــا تمــام وجــودش بندگــانش رو در پنــاه عظمــت و رحمـت و محبــت و یگانگــی خـودش در آغــوش میگیــره .

شــب بــرآورده شــدن آرزوهــا !

چه گويــم که زبــان در ايــن لحظــات واژه هايــش را گــم مـي کند .

اين همـه زيبايـــي ، ايــن همــه شــور يــاد تــو !

مگــر خواستــه اي هــم ميمانــد ؟ هميــن را گويــم کــه دلــم را خانــه خــود کـن

 

شب آرزوهــا...شـب عشــق بــازی ، شــب شیدایـــی ،

شبـی که تـک تـک ثـانیه هـای مقدسـش ، لحظــات معاشقـه و نجوا با یگانه معشــوق هستیــه
..

شب دلهایــی کــه لحظــه شمــاری مــی کنند ... بـــرای لحظــه هــای آسمونــی

 

 

امشب شب آرزوهاس...

امشب شب آرزوهاس....روزشو روزه گرفتم...و از همه مثل همیشه دور بودم...یکی گفت موقع افطار دعا کن...اما وقت افطار شد و برای تو دعا کردم...برای تو آنقدر لحظات خوب خواستم...که خودم رو یادم رفت دعا کنم...

 

نمي دانم خوشبختي براي تو در چه معنا مي شود؟!

فقط مي دانم خوشبختي وسيع تر از آن است که در ذهنت بگنجد!

و زيباترين لحظه ايست که مي تواني در زندگي درک کني.

و من براي تو

خوشبختي ات را آرزومندم . . .

شب آرزوها

  * امشب را در کنار ثانيه ها آمين گوي آرزوهايت مي شوم، آرزويم را دعا کن *

از عـ♥ــشـ♥ــق تــ♥ــو

♥منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم♥

●●●●●●●●●●●●●

♥دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم♥

●●●●●●●●●●●●●

♥منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر روی شانه هایت بگذارم♥

♥از عشق تو♥

♥از داشتن تو♥

♥اشک شوق ریزم♥

●●●●●●●●●●●●●

♥منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش♥

♥بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام♥

♥وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم آری من تورا دوست دارم♥

♥وعاشقانه تو را می ستایم♥

●●●●●●●●●●●●●

 

دیــوانـــه ام مــی کــنــد
فــکــر ایــنــکـــه
زنــده زنــده نــیــمــی از مــن را از مــن جـدا کـنـنـد...
لـطـفــا …
تــا زنـده ام بـــــــــــــمان
!!!

برایمـ از بازار یڪ بغض خوب بخر . . .
این بغضـے ڪہ م‍ن دارم . . ؛
هر روز مـے شڪنـد . . .!

i413141_11.gif (391×59)

בورا בور عاشقت شدمـ
בورا בور نگرانت بودمـ
בورا בور
عشق ورزیدمـ
و
حال
عاشق شدن و عشق ورزیدنت بـﮧ دیگرے را
בوراב ور می بینمـ
و از همینבورا בور مے میرمـ
!!!

مـردِ مـَטּ ...

مــن ،از تمام آسمـــان یک بــــاران را میخواهم...
و از تمــــام زمیــــن ، یک خیابان را ...
و از تمــــام تـــــو ،یک دست که قفــــل شود در دست مـــــن

 

مـردِ مـَטּ از آن دسته مـَردانے استــ کـه
وقتے نمیبینے اَش انگـار چیزِ بزرگے کمـ دارے
چیزے قدِّ تمـآمـِ دوستــ داشتـטּ هـآیت

 

هیــچ چیز دلنشین تر از این نیست که:
مدام نامت را صدا بزنم...
با یک علامت سؤال"؟"
و "تـــو" با حوصله جواب بدهی...
جـــــان دلـــــم!؟

 

مــیــلـ ـَـ ـرزد !
کـِـہ حـِـســـْـ مـیـکـُـــنـَـمـ چـِـقـَــــدر زیـبـــاســتـ
فــَــدا شـُـدن بـــَـراے‌ چـَـشـمـهـایـے‌ کـِـہ
تـَـمـــــــــام دُنــیــــــاســتــْ ........

آغــــــــوشِ "تـــــــــو"

لحظه قشنگیه وقتی اونی که عاشقشی
از پشت بغلت میکنه
دستاشو حلقه میکنه دورتو
نفسای گرمش میخوره به گردنت و آروم
زیره گوشت زمزمه می کنه :
" دوستت دارم "

 

 

آغــــــــوشِ "تـــــــــو"
هیچ بُعـــــــدی ندارد ...
واردش کــــــــــه شوی،
زمــــــان بی معنــــــــا میشـود...
بی آنکـه نفـــــس بکشی روحـــــــــــت تازه می شود

 

آرزو دارم فقط یکبار سرت را روی
سینه ام بگذاری تا طپش نامنظم
قلبم را احساس کنی
ولی از این میترسم که
قلبم به احترامت بایستد

 

"دوستت دارم"

ﭼـﻘـﺪﺭ ﺧـﻮﺑـﻪ . . .
ﯾـﮑـﯽ ﺑـﺎﺷـﻪ ﯾـﮑـﯽ ﺑـﺎﺷـﻪ ﮐـﻪ ﺑـﻐـﻠـﺖ ﮐـﻨـﻪ . . .
ﺳـﺮﺗـﻮ ﺑـﺰﺍﺭﯼ ﺭﻭﯼ ﺳـﯿـﻨـﺶ ﺁﺭﻭﻣـﺖ ﮐـﻨـﻪ . . .
ﺣـُﺮﻡ ﻧـﻔـﺲ ﻫـﺎﺵ ﺗـﻨـﺖ ُ ﺩﺍﻍ ﮐـﻨـﻪ . . .
ﻋـﻄـﺮ ﺩﺳـﺘـﺎﺵ ﻣـﻮﻫـﺎﺗـﻮ ﻧـﻮﺍﺯﺵ ﮐـﻨـﻪ . . .
...
ﭼـﻘـﺪﺭ ﺧـﻮﺑـﻪ . . .
ﭼـﻘـﺪﺭ ﺧـﻮﺑـﻪ ﮐـﻪ ﺁﺭﻭﻡ ﺩﻡ ﮔـﻮﺷـﺖ ﺑـﮕـﻪ...
ﻏـﺼـﻪ ﻧـﺨـﻮﺭﯼ ﻫـﺎ . . .
ﻣﻦ ﮐــ ♥ـــﻨـــ ♥ـــﺍﺭﺗـــــــ ♥ ـــــــــﻢ..
 
 
 
بی هیچ دلیلی "دوستت دارم" تا نقض کنم قانونی را که هنوز.....دلیل می طلبد.!!!

 

میخوام بگم !

سلام

خوبین همگی ؟ منم خوبم ...حسین جونمم سرما خورده  قول داده زودی خوب شه...

میدونین چیه دیروز با حسینم زندگیم دنیام همه کسم حرفیدم برای اولین بار

وای صداش دلنشین‌ترین صدای دنیا بود ..خیلی‌ دوسش دارم خیلی

 

تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی‌ تو میمیرم ..

می خوام بگم تو دنیای منی ..

می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره ..

می خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت !!

می خوام بگم شدی مجنون عشقم …

می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات میمیرم !

می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم ..

می خوام بگم اگه یه روز باهات چت نکنم چقدر دلم برات تنگ میشه !!

می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه !!

می خوام بگم به بلندی قله اورست و پهناوری اقیانوس اطلس دوست دارم …

می خوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم …

می خوام بگم هیچ وقت طاقت هجرتو ندارم …

می خوام بگم مثل خرابه های بم خرابتم …

می خوام بگم بیشتر از عشق لیلی به مجنون عاشقتم ..

می خوام بگم هر جور که باشی دوست دارم !!

می خوام بگم غم تو رو به شادی دیگران نمیدم !!

می خوام بگم اگه حتی من رو هم دوست نداشته باشی من دوست دارم ..

می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم …

می خوام بگم هر شب با خیالت می خوابم !!

می خوام بگم جایگاه همیشگی تو قلب منه !!

می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم ..

می خوام بگم لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !!

می خوام بگم در حد پرستش دوست دارم ….!‌

پیشاپیش روز ما موجودات زیبا،دوست داشتنی،
حساس،عاقل،مدبر،مدیر،خلاق وفداکار مبارکمون
باشه!
فقط خودمون میدونیم چه جواهراتی هستیم....:دی ...♥

سلام آجی جونم ..معذرت اما هرکاری می‌کنم واست نظر بذارم نمی‌شه..حتما که دعا می‌کنم 

آجی جونم..آره آجی ایشالا توام هرچی‌ مشکل داری حل شه آمیین

ای وای..معذرت آجی جونی

 

نه آجی جونی سوئد زندگی‌ می‌کنم..می‌خوای یاهوتو بده اونجا بچتیم باهم

آجی اینجا که نمی‌شه ..یاهوتو بده اونجا بحرفیم

..

امروز که جواب اس‌ام‌اس داد داشتم از خوشحالی‌ میمردم وای اصلا نمیدونم چجوری توضیح بدم اما یکی‌ بیشتر اس‌ام‌اس نداد گدارو من خرو نیگا بخاطرش رفتم شارژ خریدم فقط به خاطره اینکه نگرانش بودم :|

بد ۲ سات منتظرم پ‌م بده انگار نه انگار ..اصلا رابطمون بهم خورده

راستی فردا امتحان دارم  وای خدا جون کمکم کن..بچها دعا کنین دیگه فداتون

..

۲ روز خبری ازش نیس، به خودش حتا نمی‌گه من تو این چندروز چی‌ می‌کشم، واسش مهم نیسم ..دیگه یه آدم عادی شدم اما اون همه چیز من، بدون اون نفس نمیتونم بکشم چیکار کنم آخه

از امشب نیت کردم ۴۰ روز زیارت عاشورا بخونم تا حاجتمو بگیرم (برگشتن حسین) .

 

نمیدونم چیکار کنم خیلی حالم خرابه دیشب نماز خوندمو گریه کردم

از خدا خواستم یه راهی جلو پام بزاره تا اروم بشم ومشکلم حل بشه

تا یه لحظه تو جمع خونواده نشستم زل میزنم به یه گوشه خیره میشم

مامانم خیلی کفری شده از دستم همش میگه:چته ؟چرا با کسی دردودل نمیکنی؟چرا نمیگی چت

شده ؟چرا همه رو میریزی تو دلت؟

خب اخه من بهش چی بگم وقتی نمیتونه کمکم کنه؟مشکلمو بفهمه ازم بدش میاد ازداشتنه دختر

نفهمو نادونی مث من..

اونوقت شاید تو دلش بگه کاش هیچوقت تو بچه ی من به دنیا نمی اومدی

یعنی صدامو میشنوی؟

هنوزم دارم گریه میکنم دست خودم نیست

تو فکر که میرم فقط اشتباهام میان جلو چشمام

ابجیم میاد پیشم میگه: چته چرا به من نمیگی چته؟میبینی من تا مشکل دارم میام بهت میگم؟

چرا همیشه اینقد تو داری؟خودتو داغون نکن

بهش میگم:هیچیم نیست

آخ چی بگم حرصم میگیره وقتی میگم هیچیم نیست

اره خیلی چیمه

خیلی حرف دارم .خیلی غصه دارم خیلی داغونم اما بهشون چی بگم

همیشه وا۳ همه به حرفاشون گوش میدمو پا ب پاشون که دردودل میکنن باهاشون اشک میریزمو تهش

کمکشون میکنم

اما چه لحظه ی دردناکیه که یکی رو نداری مرهم شونه های خسته ات ومرهم دل شکسته وداغونت

باشه

راستی دنیای من همون دوشنبه واقعا ب پایان رسید...

الان مرده ی متحرکی هستم که خدا بهم فرصت داده تا با تلنگرش به کارای عقب موندم برسم..

یا حق

یا علی

یا شهدا

یا صاحب الزمان

یا زهرا

اینبار از شما استمداد میگیرم

من که جز شما هیچکیو ندارم

تنهاییمو دوست دارم

اگه تو تنهایی فقط شما وا۳م بمونید وکنارم باشید.....

دلم خیلی برات تنگ شده

عزیزم خیلی دلم برات تنگ شده خیییییییییلییییییییییی

حسینم دلم خیلی برات تنگ شده  

حسین من چیکار کنم ؟چرا نمیتونم فراموشت کنم تو که دیگه به من فکر نمی کنی تو که منو دوست نداری پس چرا من نمیتونم فراموشت کنم ؟
 یادته بهت گفتم بهم قول بده که هیچ وقت تنهام نذاری
تو قول دادی ولی به قولت وفا نکردی
حسینم وقتی دلم برات تنگ میشه چیکار کنم ؟
با کی حرف بزنم ؟ کی ارومم کنه؟
اصلا به کی میتونم بگم؟
 حسین دلم تنگه هیچ وقت فکرشو نمیکردم که تنهام بذاری
وقتی دلم برات تنگ میشه چیکار کنم؟ چطوری خودمو آروم کنم 
 حسینم میدونی چند وقته باهات حرف نزدم
ای خدا دلم داره میترکه
تو این مدت خیلی اذیت شدم شاید باورت نشه ولی به خدا قسم خورد شدم 
 حسین کاش الان منو میدیدی ؟کاش میفهمیدی که چه حالو روزی دارم
 به خدا چشمام درد گرفته از بس گریه کردم اخه من چیکار کنم

 

ای خدااااااااااااااااااااااااااااا


حسین خدا هم جوابمو نمیده خدا هم مثه تو منو دوست نداره
عزیزم نمیدونی چقدر دلم تنگه الان چند روز قلبم درد میکنه یه شب حالم خیلی بد شد تا حدی که فکر میکردم میمیرم ولی نمردم کاش میمردم
بدون تو این زندگیو نمیخام من فقط تو رو میخام کاش باهام حرف میزدی 
 حسین عزیزدلم کاش باهام حرف میزدی کاش میفهمیدی که من چقدر دلتنگتم کاش خدا بهت بفهمونه خدایی که ۷ روز بهش التماس می کنم  که تو رو بهم برگردونه ولی...................

حسین  جواب دل شکسته منو کی باید بده 

حسینم جواب اشکای منو کی باید بده
آه خدا دیگه نمیتونم من حسین رو از خودت میخام 
تو رو به جدت قسم دیگه تمومش کن من نمیتونم باور کنم که دیگه هیچ وقت نباید ببینمت نمیتونم باور کنم که دیگه نباید صداتو بشنوم عزیز دلم نمیخام باور کنم که تو دوستم نداری
خیلی دوست دارم خیییییییییلیییییییییییییییی
خدایا مواظب حسینم باش
خدایا مواظب عزیزترینم باش
خدایا تو که می بینیش خوش به حالت خدا
خدایا عزیزمو به تو می سپارم یه وقت دلش نگیره 
خدایا مواظب حسینم باش

یه اتاق باشه …تو باشی منم باشم

یه اتاق باشه …گرم گرم… روشن روشن
 تو باشی منم باشم
 کف اتاق سنگ باشه… سنگ سفید… تو منو بغل کردی که نترسم
 که سردم نشه نلرزم
 می دونی ؟
 تو منو بغل کردی طوری که تکیه دادی به دیوار
 پاهاتم دراز کردی… منم اومدم نشستم جلوت بهت تکیه دادم
 دو تا دستاتو دور من حلقه کردی
 بهت میگم چشماتو می بندی؟…می گی : آره
 چشماتو می بندی
 بهت می گم : قصه می گی تو گوشم ؟
 می گی : آره
 و شروع می کنی به قصه گفتن تو گوشم
 آروم آروم… قصه می گی
 یک عالمه قصه بلندو طولانی که هیچ وقت تموم نمی شه
 می دونی ؟
 می خوام رگمو بزنم
 چون دست چپ… یه حرکت سریع… یه جمله ی عمیق بلدی ؟
 نه وای !!! تو که نمی بینی
 و نمی دونی که می خوام رگمو بزنم
 تو چشماتو بستی نمی بینی …
 من تیغ و از جیبم در میارم… نمی بینی که
 سریع می برم
 نمی بینی که خون فواره می کنه… روی سنگ های سفید و
 نمی بینی که دستم می سوزه
 من لبمو گاز می گیرم که نگم : آخ
 که تو چشماتو باز نکنی و منو نبینی
 تو داری قصه می گی و هیچ چیز رو نمی بینی
 من دارم دستمو نگاه میکنم
 دست چپمو… خون ازش میاد
 می دونی ؟
 دستمو می ذارم رو زانوهام
 خون از روی زانوهام می ریزه کف سنگها
 مسیرش قشنگه… حیف که چشمات بسته است
 نمی بینی …
 تو بغلم کردی نمی بینی که سردم شده
 محکمتر بغلم می کنی تا گرمم شه
 می بینی که نا منظم نفس می کشم
 تو دلت می گی آخی …
 نفسم گرفت… می بینی ولی محکم تر بغلم می کنی
 سردتر می شم… می بینی که دیگه نفس نمی کشم
 چشماتو باز می کنی و می بینی من مردم …می دونی ؟
 می ترسم خودمو بکشم
 از سرد شدن… از این هایی که مردن… از خون دیدن
 ولی وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم
 مردن خوب بود
 آروم آروم… در کناره تو… و در آغوشه تو…
 گریه نکن
 من دیگه نیستم که ببوسمت… بگم خوشگل شدی
 تو خیلی گریه می کنی
 دلم می شکنه… دلم نازکه… نشکونش
 باشه ؟
 من مردم ولی تو باورت نمی شه
 تکونم می دی که بیدار شم
 فکر می کنی مثل همیشه قصه گفتی و من خوابیدم
 می بینی نفس نمی کشم… ولی بازم باور نمی کنی
 اونقدر محکم بغلم می کنی که گرمم شه... اما فایده نداره
 من مردم … ولی برای تو زنده ام
 پس هر شب به این باغ بیا… ولی گریه نکن
 می خوام یه چیزی بهت بگم می دونی ؟
 دوست دارم