لَبهـآيت
لَبهـآيت
بـوی " سيب " مـی دهـد !!
بـرآی هـفت سين مي خوآهمـت...
با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد،
برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایتان بهاری و بهارتان جاودانه باد 3>
لَبهـآيت
بـوی " سيب " مـی دهـد !!
بـرآی هـفت سين مي خوآهمـت...
با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد،
برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایتان بهاری و بهارتان جاودانه باد 3>
توی سه وقت دعا برآورده میشه؛ وقت اذان،وقتى که بارون میباره، وقتى که دلت میشکنه...
من وقت اذان ، زیر بارون دعا کردم هیچوقت دلت نشکنه
هوای امشب منکوچه های تو را میخواهند.
ای کاش اختیار زمان دست من بود تا انفدر زمان با تو بودن را طولانی کنم که زمانی برای
بی تو بودن نمانده باشد!ا
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند،
ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است
درد که میگـــــیرد قلبـــــم...
لبخـــــند میزنم!!
یادگــــــاری توست...
واسه همینه بعد تو به کسی دل ندادم
به قول تو............من یه احمق سادم
زود باورم میشه وقتی هرکی هرچی میگه...