آرام بودم . ساکت بودم . شاد بودم . تنها بودم

تو آمدی . شاد بودی . شلوغ بودی .وسوسه بودی . تنها بودی

کنارم ماندی . جذاب شدی . غمگین شدی . مرا خواندی . عاشق شدی

مهربان شدی . دلسوز و پر هیجان و آرام در دلم جا گرفتی

غمگین شدم . حساس و مهربان . جرقه شدم . عاشق شدم

سنگدل شدی . بی احساس و بی تفاوت .................. تو رفتی

تنها شدم . غمگین و افسرده. بهت زده و گیج و با تمام وجود فریادت کردم

 اما باز تو رفتی

محزون شدم ،دلگیر. افسرده و عصبی . تو را خواندم اما تو رفته بودی

فریادت کردم .نبودی . گریه کردم .....هیچ ..... متنفر شدم

از تو و از تمام احساسی که تو را میخواند منزجر . و تو همچنان نبودی

افسرده شدم . تنها شدم . غایب شدی . انتقام شدم ..............

از ذهنم رفتی . آزاد شدم . از دلم رفتی . فریاد شدم . اما فریادی غمگین

شکست خوردی . پشیمان شدی . برگشتی . مرا خواندی

تنها بودم غمگین بودم افسرده بودم اما نخواندمت

برگشتی . گیج شدم . گیج گیج. میخواستم بروم . تو نخواستی

میخواستم بروم قلبم نخواست . میخواستم بروم فکرم نخواست

اما عقلم گفت برو داشتم میرفتم که تو گفتی نرو

التماس شدی . سر تا پا خواهش . حسرت و درد

اما من رفتم رفتم ولی هزار بار آرزو کردم

که ای کاش هرگز نمی آمدی و هرگز نمی آمدم