اگر روزي نباشي
به يادت اشک مي ريزم
تو اما برنمي گردي
ندونستي که مي خوامت
ندونستي و بد کردي
وصيت مي کنم وقتي که مردم
مرا در جمع عاشقان خاکم سپاريد
به جاي سنگ بر روي مزارم
درخت ليلي و مجنون بکاريد
دل درد آشنا را در تو ديدم
تو مي داني خدا را در تو ديدم
نمدانم که بي تو کيستم من
اگر روزي نباشي نيستم من
تو در چشم مني هر جا که هستي
تو را هر جا که هستي مي پرستم
خداوندا:
تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه زجری میکشد انکس که انسان است و از احساس سرشار است
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 0:6 توسط شیما
|
ورود حسودان ممنوع وچشم حسود بتركه كه نتونه مارو عاشق هم دیگه ببینه