..
۲ روز خبری ازش نیس، به خودش حتا نمیگه من تو این چندروز چی میکشم، واسش مهم نیسم ..دیگه یه آدم عادی شدم اما اون همه چیز من، بدون اون نفس نمیتونم بکشم چیکار کنم آخه
از امشب نیت کردم ۴۰ روز زیارت عاشورا بخونم تا حاجتمو بگیرم (برگشتن حسین) .
نمیدونم چیکار کنم خیلی حالم خرابه دیشب نماز خوندمو گریه کردم
از خدا خواستم یه راهی جلو پام بزاره تا اروم بشم ومشکلم حل بشه
تا یه لحظه تو جمع خونواده نشستم زل میزنم به یه گوشه خیره میشم
مامانم خیلی کفری شده از دستم همش میگه:چته ؟چرا با کسی دردودل نمیکنی؟چرا نمیگی چت
شده ؟چرا همه رو میریزی تو دلت؟
خب اخه من بهش چی بگم وقتی نمیتونه کمکم کنه؟مشکلمو بفهمه ازم بدش میاد ازداشتنه دختر
نفهمو نادونی مث من..
اونوقت شاید تو دلش بگه کاش هیچوقت تو بچه ی من به دنیا نمی اومدی
یعنی صدامو میشنوی؟
هنوزم دارم گریه میکنم دست خودم نیست
تو فکر که میرم فقط اشتباهام میان جلو چشمام
ابجیم میاد پیشم میگه: چته چرا به من نمیگی چته؟میبینی من تا مشکل دارم میام بهت میگم؟
چرا همیشه اینقد تو داری؟خودتو داغون نکن
بهش میگم:هیچیم نیست
آخ چی بگم حرصم میگیره وقتی میگم هیچیم نیست
اره خیلی چیمه
خیلی حرف دارم .خیلی غصه دارم خیلی داغونم اما بهشون چی بگم
همیشه وا۳ همه به حرفاشون گوش میدمو پا ب پاشون که دردودل میکنن باهاشون اشک میریزمو تهش
کمکشون میکنم
اما چه لحظه ی دردناکیه که یکی رو نداری مرهم شونه های خسته ات ومرهم دل شکسته وداغونت
باشه
راستی دنیای من همون دوشنبه واقعا ب پایان رسید...
الان مرده ی متحرکی هستم که خدا بهم فرصت داده تا با تلنگرش به کارای عقب موندم برسم..
یا حق
یا علی
یا شهدا
یا صاحب الزمان
یا زهرا
اینبار از شما استمداد میگیرم
من که جز شما هیچکیو ندارم
تنهاییمو دوست دارم
اگه تو تنهایی فقط شما وا۳م بمونید وکنارم باشید.....![]()
ورود حسودان ممنوع وچشم حسود بتركه كه نتونه مارو عاشق هم دیگه ببینه