دلم مرگ میخواهد و سکوت
سکوتی مرگبار
مرگی ساکن!
دستم را بسویت اشاره کردم
و نگاهت را ربودم
...مرا در گور فراموشی نسپار
احساسم با تو رنگ میگیرد
رنگ ارغوانی....
لبریزم از خواهش
تب دار از عشق
مرا به گوری بسپار
که هر روز از کنارش میگذری




" بند بند وجودمــــ ـــ ـ ..

بـه بند بند وجود تــو بستــه استـــــ ــــ ـ

با این همه بنــد

چه قـــــ ـــ ـدر از هم دوریـــــــ ــــ ـم" ..