حدود ۶ هفته دیگه میرم ایران تهران..قرار بود حسین و تو فرودگاه ببینم اما میبینین که همه چی‌ بهم خور :((

بد قرار بود حسین بیاد مشهد می‌خواستم باهاش برم حرم با هم تو پنجره فولاد بند گره بزنیم بهش نگفته بودم اما می‌خواستم بگم که اینطوری شد. بد موقعی که تو ایران‌ام تولد ستایش هم هس.. ستایش دعوتمون کرده بود هم من و هم حسین و اما هنوز به حسین نگفته بودم که دعوت شاید منم نرم تولدش معلوم نیس ..امروزم حرف تولدِ شد تو مدرسه گفت با حسین بیا چیزی نگفتم فقط گفتم شاید نیام معلوم نیس

فقط خدا کنه تا اون موقع برگرده یا امام رضا خودت بهم برش گردون