داستان من و تو از آنجا شروع شد که پشت شیشه ی بی جان مانیتور به هم جان دادیم...!
با دکمه های سرد کیبرد,دست های هم را گرفتیم و گرمایش را حس کردیم...!
با صورتک ها,همدیگر را بوسیدیم و طمع لب هایمان را چشیدیم...!
آهنگی را هم زمان با هم گوش کردیم و اشک ریختیم...!
شب بخیر هایمان پشت خط های موبایلمان جا نمی ماند...!

پشت شیشه ی سرد مانیتورم,دلم لک

زده برای یک صورتک بوسه....!
لک زده برای یک آهنگ همزمان...
لک زده برای یک شب بخیر....