هق هق شبآنـﮧ
سخت اســـت میآטּ هق هق شبآنـﮧ ات
نفـــس ڪم بیـ ـآورـے
وَ او بـﮧعشــق جَـבیـבش
بگوید نفس
نفـــس ڪم بیـ ـآورـے
وَ او بـﮧعشــق جَـבیـבش
بگوید نفس
بنـد دلمـ را
بهـ کفشـ ـهـآیتــ گره زده بودمـ
که ـهـرجــا رفتی
دلمـ رآ بآ خود ببری
غافـــل از اینکـهـ
تــو پابرهنه می روی
دستــ ـهــآیمآن را بــــهـم قفل کنـ
فقط یآدتـ بآشد
کلیــد رآ جآیی بگذاری
کهـ یآد ـهیچکدآممان نمانــــــد...
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 15:11 توسط شیما
|
ورود حسودان ممنوع وچشم حسود بتركه كه نتونه مارو عاشق هم دیگه ببینه