خــــــــــــــــــــــدایا !خــــــــــــــــــــــدایا !.....
خدایا....
قیامتت را بر پا کن !
تو اگر خسته نشدهای ؛
ما عجیب خستهایم ...
قیامتت را بر پا کن !
تو اگر خسته نشدهای ؛
ما عجیب خستهایم ...
خــــــــــــــــــــــدایا !
تو کسی و داری که بغلت می کنه ؟!
که انقدر آرومی ...!!
قلبم را تا میکنم،
میگذارم لابلای صفحات کتاب!
تا دست نخورده بماند
برای زمانی که باز میگردی
از بچگے به مـטּ آموختنـב همه را בوست بـבار
حال ڪه بزرگ شده امـ
و ڪسے را בوست مے בارمـ
مے گوينـב: فراموشش ڪـטּ
فقـط یه بوی عـطر
یـه تَشابُـه اسـم
کافیـه تا احساس کُنی
قلبـت داره از تو سینَت کَنده میشه !!!!
ایکاش فردا که از خواب بیدار میشوم ،
زندگی رنگ دیگری باشد
به رنگ آرزوهایم...
حالم داره از این زندگی بهم میخوره...
مخصوصا از آدمای این زندگی....
دوست دارم برم یه جایی که فقط برای چند دقیقه آروم باشم...به هیچی فک نکنم.....
فقط چند دقیقه معنی خوشبختی و بفهمم....!
یعنی میـــــــــــــــــــــــــشه؟
بعید میدونم
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 1:4 توسط شیما
|
ورود حسودان ممنوع وچشم حسود بتركه كه نتونه مارو عاشق هم دیگه ببینه