انتظار تلخ
در حسرت دیدار تو اواره ترینم
هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست
باز دیشب دوباره از کوچه ی تنگ وتاریک خاطرهاقدم زدم
دوباره یاد تو اومد تو زهنمو پیش خدا ازاسم تو دم زدم
دوباره یادم اومد اون لحظه های بی کسی با تو بودم
زیر بارون و ترانه ی از عشق تو سرودم
اما نه قلب تو دریاست هنوزم به یادم هستی
میدونم تو هم غریبی حالا هر کجا که هستی
تو اگه صدامو میشنوی بدون دلم تنگ برات
بگو تو همش هم به یاده من بارونی میشه گونه هات
تا ابد دوستت خواهم داشت
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 4:3 توسط شیما
|
ورود حسودان ممنوع وچشم حسود بتركه كه نتونه مارو عاشق هم دیگه ببینه