خداوندا!
خداوندا! دستانم خالی اند و دلم غرق در آرزوها ...
يابه قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان، يا دلم را از آرزوهای دست نيافتنی خالی کن...
چقدر سخته تو چشمای کسی که تموم عشقتو ازت دزديد و جاش يه زخم هميشگي به قلبت هديه کرد زل بزنی و به جای اينكه لبريز از كينه و نفرت باشی حس کنی که هنوزم . . . .
چقدر سخته دلت بخواد سرت رو به ديواری تكيه بدی که يكباره زير آوار غرورش همه ی وجودت له شده ...
چقدر سخته تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی ديديش...
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خيس کنه اما مجبور باشی بخندی ...
چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگری ببيني و هزار بار تو خودت بشکنی ، اونوقت آروم زير لب بگی:
گل من باغچه ی نو مبارک...
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 17:23 توسط شیما
|
ورود حسودان ممنوع وچشم حسود بتركه كه نتونه مارو عاشق هم دیگه ببینه