آغوش تو
مرا در آغوش بگیر و اجازه بده قلبم از مهربانیت ذوب شود
مرا در آغوش بگیر تا وجودم با تو یکی شود
ای گرانبها همیشه در قلب منی
ای گرانبها بی تو تنهاترین تنهای زمینم
قلب من در این مرداب گلالود فقط خواهان توست
نبود نور چشمان تو وجودم را به نیستی می کشاند
پس بمان و همچون پروانه و شمع با من یکی شو
گونه ها ی زیبای تو همیشه مرا از گذشته دور می کنی
عشق تو باعث شد تمام نیستی های گذشته را از خاطرم بیرون کنم
تو زندگی من هستی پس بدون تو
زنده نیستم و شاخه ای خزانی ام
ای محبوب من تو تمام آرزوهایم هستی
تو همیشه در قلب و وجودم زنده ای
پس بمان و وجودم را جانی دوباره بخش
پس بمان و مرا از تیرگی های شب به باد صبا رسان
پس بمان و عشق را در دلم
آشیانه کن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۰ ساعت 23:19 توسط شیما
|
ورود حسودان ممنوع وچشم حسود بتركه كه نتونه مارو عاشق هم دیگه ببینه