کـاش میـشد ... کـاش

آن قدر می نویسم
تا ببینی،بخوانی
شاید از شعرهایم
راز من رابدانی
کاش می شد نگاهت
سهم چشمان من بود
خنده های قشنگت
آه...از آن من بود
بی تو و بی نگاهت
لحظه هایم چه خیس اند
تا ابد دست هایم
از غمت می نویسند
کاش می شد بخوانی
کاش می شد بدانی
کاش می شد درون
قصه ی من بمانی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۰ ساعت 13:0 توسط شیما
|
ورود حسودان ممنوع وچشم حسود بتركه كه نتونه مارو عاشق هم دیگه ببینه