خورشيد که غروب مي کند؟!!
اشک در چشمانم سرازير مي شود!
خورشيد که غروب مي کند خود به خود دلم مي گيرد!
خورشيد که غروب مي کند آتش دلم سردسرد مي شود....!!!
خورشيد   که  غروب   مي کند   چشمايم   آرزوي   ديدن   تو   را  دارد !!
خورشيد   که  غروب مي کند  دستهايم   آرزوي  دستهاي    تو  را  دارد!
خورشيد  که  غروب مي کند  اسم  تو دايم  در  ذهنم  تکرار  ميکنم.!!!
خورشيد   که غروب مي کند دلم   آرزوي  شنيدن  صداي  تو را دارد!
خورشيد که غروب مي کند ياد و خاطره هايي که با هم داشتيم!
در   ذهنم   یک  به   یک  تکرار    مي کنم!!! 
مهربانــــــــــــــــــــم!
از وقتی تو رفتی چشمهایم از تو دور مانده !
دلتنگ تو شده ام زود بیا!
بی تو هیچ احساسی ندارم همین حالا بیا مثل جایی
که رهایم کردی اینجا هستم....!!!
تو تنها نیستی من در جان تو هستم بگیر دستهایم را بگیر!
من پیش تو هستم تو تنها نیستی من در جان تو هستم..
از وقتی رفتی تنها و بی قرار!!
در گوشه ای خلوت نشسته ام... به تو می اندیشم!!
به تویی که همه ی وجودم هستی!
همه ی امیدم هستی با نگاهت در خویش غرق می شوم!
و با لبخندت به دیار عاشقان سفر می کنم...
نمی دانم محبت را بر چه کاغذی بنویسم که: پاره نشود!!!
بر چه دیواری بنویسم که پاک نشود
بر چه گلی بنویسم که پر پر نشود
بر چه آبی بنویسم که گل آلود نشود!!
تنها بر روی قلبم می نویسم: دوستت دارم!!!