دورم و تو این فاصله ها را دویت داری

دلتنگم و تنها واژه ای حتی شادم نمی کند...دورم از تو

سهم من همین است از تو

بودنت و نبودنت

دیدنت و ندیدنت

و تنها ترین ثانیه های دنیا را به مهمانی دلم می خوانم

ثانیه هایی به رنگ یاد تو و به عطر حضورت

دلم هوای گریستن دارد و شانه هایم توان تاب آوردن ندارد


کاش بودی و کاش

اما دورم از تو

می روم و می آیم و نگاهم منتظر به هر سو

اما دورم از تو

اینجایم و تو رها تر از تمام واژه هایی

دور از من

دور از نگاه بی تاب