دلم برات تنگ شده؟

شرمنده...زیادی خواستنی هستی یاشاید

زیادی میخواهمت

اما دست خودم نبود که دیگر بعد تو نتوانستم بخندم

این روزا باز دلم گرفته خیلی نه از نیامدنت

نه به خاطر نداشتنت با وجود خیالت که سایه به سایه با من است

خیلی تنها مانده ام ودلم جزتو کسی را نمی خواهد

تا آمدنت دردهایم را مخفی میکنم

میدانم یک روز مرابه آغوش بزرگت راه میدهی

یک روز دست های مردانه ات اشک هایم را کنار میزند

ومن فراموش میکنم از دیر آمدنت گلایه کنم

از شب های تلخ دلتنگی از حسادت

انگشت های تنهایم به تمام دست هایی که

گاهی در دست هایت گره می خورند

می دانم یک روز در برابر التماس کهنه ی چشم هایم

سرت را به نشانه ی تایید پایین می آوری

پس صبر میکنم هر کجا باشم

منم و یادت....نامت....خیالت......رویایت !!!

و قلبم با همه بیگانه خواهد ماند قول می دهم..!!!