**با خود می اندیشم**

اندیشه کنان از خود میپرسم!
بعد من چه کسی نامت را صدا خواهد کرد؟
چه کسی بغض تورا میفهمد؟
چه کسی با خنده ی خود به تو جان میبخشد؟
با خودم میگویم بعد من چه کسی با تو سخن میگوید؟
چه کسی راز دل تنگ تو را میداند؟
آن زمان که هوای چشمان قشنگت ابریست
بر دامن کدامین صحرا خواهی بارید؟
من نباشم چه کسی همدم شب های بلندت باشد؟
چه کسی شب همه شب بر سر سجاده
دعا خواهد کرد تا که سالم باشی؟
چه کسی نذر خود با کبوترهای رضا
بابت رفع بلا از سر تو ادا خواهد کرد؟
چه کسی قول وفا خواهد داد؟
چه کسی از تو، تو را خواهد خواست؟
چه کسی لایق دنیای من است؟
آری با خود می اندیشم
چه کسی؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 22:34 توسط شیما
|
ورود حسودان ممنوع وچشم حسود بتركه كه نتونه مارو عاشق هم دیگه ببینه