محبوب من!

اگر  عاشق تو  هستم و تمام فکر و زندگی و

رویاها و خواب و بیداری من شده ای

اگر ساعت‌ها  غرق تو  می شوم 

و چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است

اگر همه لحظه های دوری از تو این همه سخت

  و  پر از غصه است

اگر هر بار که آسمان را می نگرم

و ستاره ای درخشان را می بینم، به یاد تو می افتم

اگرهمه لحظه ها تو را

در مقابل چشمانم می بینم و به یاد تو هستم

اگر هر سحرگاه در آسمان دلم طلوعی دوباره داری

و اگر تنها در آسمان قلبم خورشید مهر توست که می درخشد 

و اگر تنها عطر تو بر مشام من خوش می آید

باور داشته باش که دست من نیست

این قلب عاشق من است 

که لبریز از مهر توست و تو را می خواهد

و جز تو هیچ  نمی خواهد

و من به قلبم حق می دهم که تنها تو را بخواهد

که تو اولین و آخرین عشقی هستی که در اعماق قلبم

نشستی و می توانی قلبم را برای همیشه نزد خود نگه داری

ولی تو بگو با این همه درد و رنج و دوری چه کنم؟!

هر چند که حال و روز تو هم فرقی با من ندارد

ولی این  دل  یه دنیا  گرفته

کارم از تحمل گذشته
چه کنم؟!!