همیشه فکر میکردم اگه یه روز نباشی میمیرم

اما من نمردم داغون شدم

خیلی دلم میخواد بگم فراموشت کردم

ولی واقعیت اینه که من نمیتونم فراموشت کنم

خیلی دلم میخواد خوابتو ببینم ولی از وقتی که رفتی

چشام خیسه و خواب به چشام نمیاد

یادته اشکامو پاک میکردی

میخوام بخوابم خوابتو ببینم

اشکامو پاک می کنی؟

دلم تنگ شده برای اون روزا یادته؟

اون روزایی که مشتاقانه در انتظار دیدن روی ماه تو بودم

اون روزایی که عاشقونه برات مینوشتم

اون روزایی که حاضر بودم تمام ستاره های آسمونو واست بچینم

اون روزایی که اشکام مظلومانه سرازیز میشد

اون روزایی که بی بهونه برات از دوستیمون نقاشی میکشیدم

اون روزایی که مجبورم میکردی باهات بمونم

اون روزایی که داستانای کودکانه واسه هم تعریف میکردیم

اون روزایی که سر رو سینت میذاشتم و میخوابیدم

اون روزایی که از خدا خواهش میکردم تو همیشه شاد باشی

برای اون روزا دلم تنگ شده بخدا

ای کاش تو هم کمی با وفا بودی و منو به اون غریبه نمیفروختی

اما انگار تو لیاقت اون همه عشق و نداشتی

فکر می کنی اونم تو رو مثل من دوست داره؟

ولی باید بدونی هیچ کی مثل من

تو رو دوست نداره

میدونم تو دیگه دوسم نداری

ولی نمیدونم چرا با این همه بدیات هنوزم دوست دارم

چرا؟